بررسی نقش مالیات برارزش افزوده بر ثبات مالی دولت ها
در ارتباط با کسری بودجه دولت و ناپایداری آن، دو موضوع مهم و تاحدی تفکیک پذیر قابل طرح است. موضوع اول تداوم پذیری مالی است و به تحلیل بودجه دولت از این منظر می پردازد که آیا با ساختار موجود مالیات ها و هزینه های دولت و روند آن ها در بلندمدت، دولت توانایی مالی خود را حفظ می کند یا ناچار به تعدیل در ساختار
مالیات ها و مخارج می شود. چنانچه دولت ناچار به تعدیل در ساختار مالی خود باشد، وضعیت بودجه دولت تداوم پذیر نیست.
موضوع دوم ناپایداری و بی ثباتی مالی دولت است، به این معنی که مالیات ها یا مخارج دولت و یا هردو، دچار نوسانات چشمگیر باشند و به همین دلیل بی ثباتی در کسری بودجه دولت نیز بروز نماید که خود مشکلاتی را در تأمین کسری بودجه دولت در کوتاه مدت فراهم کرده و از طریق پیامدهایی که بر سرمایه گذاری به جا می گذارد، بر رشد بلندمدت اقتصاد اثر منفی می گذارد.
این دو موضوع گرچه در چارچوبی متفاوت تحلیل شده اند اما ارتباط قابل توجهی نیز با یکدیگر دارند، به گونه ای که ناپایداری مالی دولت عمدتا با عدم تداوم پذیری مالی نیز همراه می باشد. تجربه کسری بودجه مداوم در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه در طی دهه های گذشته منجر به این شده است که بررسی مفهوم پدیده ثبات ، پایداری و تداوم پذیری مالی در ادبیات اقتصادی به تدریج اهمیت یابد.
یکی از این نوع مالیات ها که در کشورهای توسعه یافته و برخی از کشورهای درحال توسعه در حال اجرا است، مالیات بر ارزش افزوده است. این مالیات، نوعی مالیات بر فروش چند مرحله ای است که خرید کالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می کند . خصوصیات سیستماتیک این مالیات می تواند بسیاری از مشکلات اقتصادی جامعه مانند کسری بودجه دولت، کمبود سرمایه گذاری و مواردی از این قبیل را برطرف نماید. ازآنجاکه این نوع مالیات بر پایه هزینه وضع می شود، نرخ آن از نوع تنازلی است و انتظار بر این است که فشار بیشتری را به گروه فقیر جامعه وارد و شرایط توزیعی را نابرابرتر کند. لذا می توا ن نتیجه گرفت که این مالیات می تواند بر نحوه ثبات مالی کشورها اثرگذار باشد و با توجه به اینکه اغلب تحقیقات آتی موضوعات نگران کننده یا معایب این نوع مالیات را موردمطالعه قرار داده اند این تحقیق به بررسی اثر سهم مالیات بر ارزش افزوده از کل درآمدهای دولت، بر روی ثبات مالی دولت در کشورهای منتخب آسیایی می پردازد. نوسانات متغیر کسری بودجه به عنوان معیاری از عدم ثبات مالی دولت مورداستفاده قرار می گیرد.
در پژوهشی، اثرات تغییر در اجزای عمده سیاست های مالیاتی بر درآمدهای مالیاتی و کسری بودجه دولت در 25 کشور آسیایی با تأکید بر ایران برای دوره زمانی 2004 تا 2014 مورد بررسی قرار گرفت که در این نوشتار به اختصار به آن می پردازیم.
مطالعه ای با عنوان "رابطه علی و معلولی بین درآمدها و مخارج دولت در رومانی" نشان می دهد که با توجه به اینکه کسری بودجه به طور پایدار بین 2 تا 3 درصد از است، تصمیمات عمومی تنها به وسیله کاهش هزینه ها قابل اجرا نخواهد شد و کاهش مخارج دولت کاهش درآمدهای دولتی را به بار خواهد آورد.
در مطالعه ای به بررسی اثر اندازه و نوسانات درآمدها و هزینه های دولت بر روی رشد اقتصادی در کشورهای OECD و کشورهای اتحادیه اروپا پرداخته اند. در این مطالعه بیان می شود که به دلیل کارایی پایین فعالیت های دولتی رابطه منفی بین هزینه های دولت و رشد اقتصادی وجود دارد. همچنین، به دلیل افزایش نااطمینانی اقتصادی در اثر افزایش نوسانات سیاست مالی انتظار بر این است که رابطه منفی بین رشد اقتصادی و نوسانات سیاست مالی وجود داشته باشد; بنابراین، دستیابی به رشد اقتصادی بالاتر مستلزم ثبات بیشتر در اجزای بودجه دولت است.
ابک و ارهارد (2011)در مطالعه ای به بررسی این موضوع پرداختند که آیا روی آوردن به مالیات بر ارزش افزوده می تواند در تثبیت درآمدهای مالیاتی برای کشورهای درحال توسعه سودمند باشد. آن ها با استفاده از داده های 103 کشور و با استفاده از تکنیک های مختلف تخمین نتیجه گرفته اند که کشورهای دارای مالیات بر ارزش افزوده به طور متوسط بین 40 تا 50 درصد نسبت به کشورهای فاقد آن از ثبات درآمدهای مالیاتی بیشتر برخوردار هستند.
نارسیس امین رشتی و مژگان رفعت میلانی (1392)، در مقاله ای اثر مالیات برارزش افزوده بر توزیع درآمد در کشورهای منتخب را موردبررسی قرار داده اند. در این مطالعه 20 کشور منتخب طی 2000 تا 2005 موردبررسی قرارگرفته اند. نتایج نشان می دهد که در کشورهای کم درآمد، با افزایش سهم مالیات بر ارزش افزوده از مالیات، ضریب جینی افزایش می یابد و درنتیجه نابرابری درآمد بیشتر می شود; اما در کشورهای پردرآمد، با افزایش سهم مالیات بر ارزش افزوده از مالیات، ضریب جینی کاهش می یابد و درنتیجه نابرابری درآمد کمتر می شود.
نتایج حاصل از این مقاله نشان می دهد که مالیات بر ارزش افزوده بر ثبات مالی کشورهای منتخب آسیایی اثر معنی دار و مثبت داشته است. بنابراین با توجه به نقش مثبت معنی داری مالیات بر ارزش افزوده بر کاهش کسری بودجه و افزایش ثبات مالی پیشنهاد می شود، دولت با اتخاذ برنامه هایی باید به این سمت برود که فرهنگ سازی درزمینه پرداخت مالیات و این که این کار یک وظیفه ملی تلقی شود، در دستور کار قرار گیرد . البته توجه به پیوند میان سیاست مالیاتی و دستگاه وصول مالیات در اصلاح نظام مالیاتی کشور از هر حیث، موضوعی مهم و قابل تأمل به شمار می آید. همچنین، گسترش پایه های مالیاتی و حرکت به سمت اقتصاد بدون نفت، مورد تأکید جدی قرار گیرد و در این میان، اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده به عنوان مهم ترین پایه مالیاتی تأمین کننده درآمدهای دولت، از اهمیت زیادی برخوردار خواهد بود. علاوه براین به عوامل موجود در فرار مالیات در ایران نیز باید توجه کرد که برای کاهش فرار مالیاتی در نظام مالیات بر ارزش افزوده باید یک نظام مالیاتی بسیار ساده طراحی شود. درعین حال، عدالت اجتماعی هم در همه کشورها از اهمیت اساسی برخوردار است و در کشورهای پیشرفته عدالت اجتماعی از طریق منابع مالیاتی تحقق می یابد.
منبع: بررسی نقش مالیات بر ارزش افزوده بر ثبات مالی دولت: مطالعه کشورهای منتخب آسیایی با تأکید بر ایران/سید محسن حسینی


تاریخ یادداشت: 1399/04/10
کلمات کلیدی: